من از یه نفر خیلی بدم میاد.
*
فردا صبح میرم نمک آبرود بهتره برم ساکمو ببندم
یه قهوه هم بخورم بد نیست.
*
*
*
راستی! لپ تاپ جدیدم مبارک.
قابل نداره بخدا...
*
چقدر دلم تنگ شده برای دوچرخه سواری تو اون کوچه ی جنگل مانند ویلامون... چقدر دلم تنگ شده که شب با کلی ترس اون جاده رو تا آخرش تنها برم و صدای زوزه ی سگها تنمو به لرزه بندازه...چقدر دلم تنگ شده برای دریا، برای گوش دادن به صداش و فکر کردن به چیزایی که دوس دارم
فکر کردن به اینکه یه آدم تا چه حد میتونه خوشبخت باشه
و خدا رو شکر کنم برای دریایی که آفریده
نمک آبرود من دارم میاما! ببینم آماده ای؟ :D
پ.ن: پسره تا برمیگردم باید پات خوب شده باشه ها! یه کوه بمن بدهکاری :)