<body><script type="text/javascript"> function setAttributeOnload(object, attribute, val) { if(window.addEventListener) { window.addEventListener('load', function(){ object[attribute] = val; }, false); } else { window.attachEvent('onload', function(){ object[attribute] = val; }); } } </script> <div id="navbar-iframe-container"></div> <script type="text/javascript" src="https://apis.google.com/js/platform.js"></script> <script type="text/javascript"> gapi.load("gapi.iframes:gapi.iframes.style.bubble", function() { if (gapi.iframes && gapi.iframes.getContext) { gapi.iframes.getContext().openChild({ url: 'https://www.blogger.com/navbar/8108002382765072338?origin\x3dhttp://radsho.blogspot.com', where: document.getElementById("navbar-iframe-container"), id: "navbar-iframe" }); } }); </script>



دوباره باید
Date: ۱۰.۵.۸۹ | Time: ۲۲:۵۰
یه میز کامپیوتر جمع و جور
 که یه کامپیوتر روشه،
یه چراغ مطالعه،
یه speaker،
یه تلفن،
یه زیر سیگاری پر از فیلتر سیگار که بعضی از فیــــلترهاش رنگیه،
بعضی هاشم سفیده سفیده،
یه آدم داغون،
خسته،
ضعیف،
ترسو،
بی حوصله،
بداخلاق،
که نمیدونه از زندگی چی میخواد،
نمیدونه چطوری میشه شاد شد،
نمیدونه چطوری میشه رها بود،
نمیدونه چطوری میتونه یه خونه تکــونی تو مغزش بکنه،
پشت این میز نشسته،
هر از گاهی یه فیلتر به فیلترهای توی زیر سیگای اضافه میکنه،
اینرسی اش به شدت زیاده،
تمام روحش زخم خورده است،
چند روزیه که با آینه قهره،
چند روزیه که باهمه قهره،
چند وزیه که با خودشم قهره،
دلش میخواد هرچی که دم دستشه رو خورد و له کنه،
همه چی رو نابود کنه،
خلاصه این آدمه خیلی بهم ریخته.
(Back to top, Baby. )