خیال نکن که نمیفهمم داری سهم من از خودت را ذره ذره کم میکنی. درست مثل خورشید در حال غروب که نورش را ذره ذره از ما دریغ میکند و با این حال همیشه بی هوا شب میشود. اما تقصیر تو نیست... همه اش زیر سر آن غریبه هاست که لابد ساکن آن سر دنیا هستند و تو میخواهی برایشان طلوع کنی.